حواس‌پرتی

وقتی فکرهای خودمان حواسمان را پرت می‌کنند چه کنیم؟

فردی در حال فکر کردن کنار لپ‌تاپ

گاهی تلفن خاموش است و اتاق هم ساکت، اما ذهن وسط کار به گفت‌وگوی دیروز، خرید فردا یا نگرانیِ یک پاسخ می‌رود. برای این نوع حواس‌پرتی، حذفِ اعلان کافی نیست. بهتر است فکر را تشخیص دهید، تکلیفِ واقعیِ پشت آن را جدا کنید و راهِ بازگشت به کار را کوتاه نگه دارید.

هر فکری به یک پاسخ فوری نیاز ندارد

وقتی متوجه شدید چند خط را خوانده‌اید بی‌آنکه معنی‌شان بماند، به جای سرزنشِ خود، یک جمله بنویسید: «فکرِ تماس با فلانی». اگر کاری از آن درمی‌آید، کنار آن زمانِ رسیدگی بگذارید؛ اگر فقط نگرانی است، لازم نیست همان لحظه حلش کنید. سپس آخرین جمله‌ای را که واقعاً فهمیده‌اید پیدا کنید و از آنجا ادامه دهید. نشانه‌های پرت‌شدن حواس هنگام خواندن کمک می‌کند نقطهٔ بازگشت را زودتر پیدا کنید.

یک فراتحلیل دربارهٔ سرگردانی ذهن و فهم متن میان این دو رابطهٔ منفی گزارش می‌کند. این رابطه ثابت نمی‌کند هر فکرِ خودجوشی مضر است یا باید ذهن را دائماً کنترل کرد. خیال‌پردازی در استراحت می‌تواند طبیعی باشد؛ مسئله وقتی است که خواندن یا کارِ انتخاب‌شده بی‌صدا کنار می‌رود.

جای فکرها را از صفحهٔ کار جدا کنید

برگه‌ای کنار دست بگذارید که فقط عنوان کارِ مزاحم در آن نوشته شود؛ نه شرح بلند، نه بازکردن مرورگر برای پیگیری. اگر یک فکر سه بار برگشت، شاید کارِ مبهمی پشت آن است. آن را به گام مشخصی تبدیل کنید: «فردا ساعت ده، دو سؤال قرارداد را می‌پرسم». فهرست حواس‌پرتی هنگام کار برای همین ثبت کوتاه به کار می‌آید.

اگر نگرانی شدید یا تکراری است و خواب و زندگی روزانه را به‌هم می‌زند، این یادداشتِ کنار میز جای کمک حرفه‌ای را نمی‌گیرد. برای حواس‌پرتی‌های معمول، هدف خالی‌کردن کامل ذهن نیست؛ هدف این است که فکر را ببینید و تصمیم بگیرید اکنون نوبت کدام کار است.

یک نشانهٔ ساده برای پایانِ این تمرین بگذارید: آیا توانستید بدون بازکردنِ کارِ تازه، به همان جمله یا مسئلهٔ قبلی برگردید؟ اگر پاسخ منفی است، شاید تکلیفِ اصلی بیش از حد مبهم یا دشوار شده و باید آن را به گام کوچک‌تری بشکنید.

گفت‌وگو دربارهٔ این مطلب

دیدگاه‌ها

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها…

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه‌ها پس از بررسی منتشر می‌شوند. نام و متن شما پس از تأیید برای دیگران نمایش داده خواهد شد.