وعده کاذب هویت دیجیتال

وعده کاذب هویت دیجیتال

نویسندگان
دیرک هلبینگ (Dirk Helbing)
استاد علوم اجتماعی رایانه ای در ای تی اچ زوریخ
و
پیتر سیل (Peter Seele)
استاد اخلاقیات کسب و کار در دانشگاه لوگانو

مدافعان هویت دیجیتال، همه گیری کووید ۱۹ را به چشم فرصتی که در هر قرن یک بار به دست می آید، با یک «بازار جکپات» بالقوه مرکب از حدود هشت میلیارد انسان می بینند. در این دوران خطرناک، استفاده از هویت های دیجیتال می تواند به کنترل گسترش ویروس کمک کند و در نهایت برای مدیریت توزیع یک واکسن، معمولا مناسب و ضروری انگاشته می شود.

این دیدگاه با بلندپروازی گسترده تر دادن یک هویت قانونی برای تمام ساکنان روی زمین، به خصوص فقیرترین مردمان همسو است. هدف توسعه پایدار ۱۶ سازمان ملل به فراهم کردن یک هویت قانونی برای همگان تا سال ۲۰۳۰ اشاره می کند و یک اعتبار هویت دیجیتال در دستور کار هویت قانونی ۲۰۳۰-۲۰۲۰ سازمان ملل نیز لحاظ شده است. به نظر می رسد که از این جهت چندین ابتکار عالیرتبه در جریان باشد، مثل ائتلاف هویت ۲۰۲۰ و احتمالا مرکز جهانی امنیت سایبری وابسته به کنفرانس جهانی اقتصاد که شامل برخی از ثروتمندترین سازمان ها و شرکت های فراملیتی است.

این اقدامات به همین جا ختم نمی شود. سازمان ملل چندین پروژه پایلوت را راه اندازی کرده که از هویت دیجیتال برای شناسایی هویت آوارگان استفاده می کند. این ایده ها به سرعت می توانند در یک سطح ملی نیز جامه واقعیت به خود بگیرند؛ برای مثال، سیستم اعتبار اجتماعی چین از هویت دیجیتال استفاده می کند. در تجارت الکترونیک جهانی یک هویت دیجیتال برای افراد در نظر گرفته می شود و برای امتیاز دهی به سودآوری و ارزش مشتری در تمام عمر مورد استفاده قرار می گیرد.

تا جایی که ما می دانیم کووید ۱۹ بقای گونه انسان را مورد تهدید قرار نداده است. اما بسیاری از تدابیر متقابل اتحاذ شده برای مبارزه با آن، جوامع را دچار اختلالات بزرگی کرده است. از این رو دعوت ها برای به کارگیری گسترده تر هویت دیجیتال با هدف تحت کنترل درآوردن این وضعیت، به هنگام به نظر می رسد. فناوری انجام این کار در دسترس است. کارت های هویت دیجیتال را می توان از طریق رویکردهای بیومتریکی نظیر فناوری تشخیص چهره یا صدا یا نظارت بر حالات چهره؛ فناوری های مبتنی بر بلاک چین، تراشه های شناسایی فرکانس رادیویی یا واکسن های شخصی شده ایجاد کرد. حتی راه اندازی چیزی تحت عنوان اینترنت بدن ها نیز در دسترس قرار دارد.

اما زمانی که یک هویت دیجیتال به طور رسمی وجود داشته باشد، پیچیدگی های آن برای دمکراسی و حقوق بشر می تواند بسیار گسترده باشد. این نگرانی به خصوص زمانی شدت می گیرد که هویت دیجیتال با قدرت یک رویکرد داده محور و تحت کنترل هوش مصنوعی یکی می شود. در نتیجه می توان انسان ها را همچون اشیا مدیریت کرد که تخلفی بنیادین از کرامت انسانی و اعلامیه جهانی حقوق بشر به شمار می رود. این کار یادآور علامت زنی و خالکوبی های به کار رفته برای نشان دار کردن مردم در برخی از سیاه ترین فصل های تاریخ بشر است.

به کار بستن همین فناوری اجباری مشابه برای تمام انسان ها فقط اقدامی تمامیت گرایانه نیست. راه حل های داخل بدن نظیر تراشه های فرکانس رادیویی یا واکسن های شخصی سازی شده خطرات سلامتی قابل ملاحظه ای را نیز متوجه انسان ها می کند. اثرات جانبی این کار بلافاصله معلوم نخواهد شد و با به کارگیری آنها در سطحی جهانی، می تواند بر صدها میلیون انسان اثر بگذارد.

در این میان مسائل مربوط به حقوق بشر تنها عامل نگرانی نیست. چند سال پیش مفسرانی نظیر کریس اندرسون ادعا کردند که کلان داده شیوه علمی را منسوخ خواهد کرد. اما همه گیری کووید ۱۹ این ایده را به چالش کشیده است.

اول آنکه معلوم شده رویه های اندازه گیری بی نقص نیستند. موارد مثبت کاذب و موارد از نظر دور مانده و نیز نمونه های غیرمعرف از داده ها، هم در ارتباط با تست های معمول کووید ۱۹ و هم تعداد مرگ و میرهای گزارش شده مشاهده شده است. در چندین کشور مجبور شده اند این اعداد و ارقام را مکررا اصلاح کنند.

بعلاوه پیش بینی ها معمولا نادرست از کار در می آیند. برای مثال پیش بینی تعداد افراد مبتلا به شکل شگفت آوری غیرقابل اعتماد بوده اند. دلایل متعددی برای این اتفاق وجود دارد، از جمله نبود داده ها در مراحل اولیه گسترش بیماری، واقعیت اثرات اشباع و نقاط مرجع که تنها از داده های به دست آمده بعدی شناسایی شدند و تغییرات در رفتارها که تاثیر گسترده ای بر نرخ سرایت دارد.

سوم مسئله ضعف در طبقه بندی مثلا در ارتباط با نتایج مغلوط ردگیری افراد در تماس با هدف شناسایی افراد مبتلاست. در برخی کشورها ابزارهای ضد تروریسم مبتنی بر داده های نظارت فردی ملموس از کل جمعیت مورد استفاده قرار گرفته است که به قرنطینه کردن اشتباهی هزاران فرد سالم انجامیده است.

به طور خلاصه کلان داده نوشدارو نیست و تصور یک جامعه داده محور و تحت کنترل هوش مصنوعی، علاوه بر اشکالات اخلاقی، دارای محدودیت های جدی مفهومی نیز هست. به همین دلیل است که ما باید توجه بیشتری به مفاهیمی چون طراحی برای ارزش ها و بهبودپذیری شراکتی کنیم که به معنای تامین ابزارهایی است تا مردم توسط آنها به خودشان کمک و از دیگران حمایت کنند. انقلاب دیجیتال قطعا راه حل های تعیین کننده ای را در زمینه ارتباطات در مقیاس جهانی، بازیابی اطلاعات، بهینه سازی سیستم ها و خودکار سازی فراهم می کند. همچنین می تواند از تصمیم سازی، هماهنگی و اطلاعات جمعی به شکلی منسجم شده پشتیبانی کند.

بهبودپذیری جهانی در زمینه این بحران و بحران های آینده به بهترین وجه از طریق رفتار مسئولانه و قدرت بخش دیجیتالی بر اساس رویکردهای تمرکز زدایی شده، متنوع و مشارکتی قابل دستیابی است. این کار همچنین با اهداف توسعه پایدار قابل رقابت است. آنچه نیاز است ترکیبی از رقابت و همکاری در طراحی اطلاعات هوش و نوآوری ترکیبی است. از این رو جنبش داده های باز، باید فرمت هایی را تقویت کند که بتوانند به نوآوری و همکاری جمعی دامن بزنند. پروژه های همکاری ابتکاری نظیر «المپیک های شهر»، «چالش های شهر» یا «جام های شهر» به راه پیش رو اشاره دارند.

به جای تسلیم کردن مردم در برابر یک سیستم داده محور و تحت هدایت هوش مصنوعی که بر نظارت و کنترل از طریق هویت دیجیتال اتکا دارد، ما باید چهارچوب های مشارکتی تمرکز زدایی شده بیشتری را بیافرینیم. این قبیل رویکردهای مبتنی بر همکاری بر اساس قدرت جامعه مدنی، ستون فقرات راهبردی را شکل می دهد که از نبوغ اجتماعی ما برای دسترسی به اهداف جمعی بشریت سود می برد.